ابزار گردآوری جنبه‌های مختلف تفکر استراتژيک
مثلث استراتژيک 3C
مثلث استراتژيک 3C- ابزار گردآوری جنبه‌های مختلف تفکر استراتژيک


استراتژی از هزاران سال پيش به عنوان هنری برای‌انديشيدن درباره چگونه پيروز شدن در جنگ‌ها، سياست و

کسب‌وکار در ميان بوده است. در موضوع کسب‌وکار، پژوهشگران و رهبران کسب‌وکار، ابزارهای برنامه‌ريزی

استراتژيک مختلفی را جهت فکرکردن به چگونگی رقابت اثربخش پيشنهاد داده‌اند. ابزار 3C نيز که در اين نوشتار

معرفی می‌شود، توسط دکتر Kenichi Ohmae در کتابی با عنوان«ذهن استراتژيک، هنر کسب‌وکار ژاپنی»

معرفی شده است.

معرفی ابزار
ابزار  3C نگاهی استراتژيک به عوامل مورد نياز برای رسيدن به موفقيت در کسب‌وکار است. مطابق با اين ابزار،

در زيرساخت استراتژيک يک کسب‌وکار موفق، سه عامل اصلی بايد ايفای نقش ‌کنند: تنها با ادغام اين سه عامل در يک

مثلث استراتژيک، می‌توان به مزيت رقابتی پايدار دست يافت. استراتژی‌های هر سازمان می‌تواند برمبنای هر يک از

سه راس اين مثلث باشد:

1. استراتژی‌های برمبنای شرکت (Corporation)- هر شرکتی به استراتژی هايي برای  بيشينه کردن نقاط

قوتی که جهت رقابت و موفقيت در کسب‌وکار مرتبط بحرانی هستند، نياز دارد. استراتژی‌های برمبنای شرکت

عبارتند از:

توليد يا برونسپاری: در شرايطی که هزينه‌های جبران خدمت کارکنان به سرعت رو به افزايش باشد، برون

سپاری بخشی از توليد، تصميمی بحرانی و ضروری به حساب می‌آيد. اگر رقبای شما توان تيراژ توليد بيش از

وضعيت فعلی را نداشته باشند، شما خواهيد توانست با برون سپاری علاوه بر غلبه بر نوسانات تقاضا در بازار،

هزينه‌های توليد خود را به ميزان قابل توجهی کاهش دهيد که منجر به پيامدهایی استراتژيک برای شرکت خواهد شد.

انتخاب و اولويت گذاری: لزومی ندارد شرکت شما در تمامی زمينه‌ها شرکتی پيشرو باشد. اگر بتوانيد تنها در يک

زمينه سرآمد باشيد، به تدريج قادر خواهيد بود که در زمينه‌های ديگری که در حال حاضر در بازار رقابتی وضعيت

متوسطی داريد، بهبود ايجاد کنيد.

هزينه کرد اثربخش: اينکار با سه روش قابل انجام است؛ اول، کاهش هزينه‌های پايه که به نظر بهترين راه است.

دوم، تمرين برای رد انتخاب‌هايي مانند قبول حجم سفارشات کم، محصول سفارشی يا زمينه هايي که با حذف

هزينه‌های فرآيندی آنها شرکت کاهش هزينه‌ای قابل قبول خواهد داشت. روش سوم، به اشتراک گذاری فرآيندی خاص

و کليدی با ديگر شرکت‌ها است که البته اين موضوع می‌تواند باعث کاهش هزينه چشمگير تمامی شرکت‌های

مشارکت‌کننده باشد.

2. استراتژی‌های برمبنای مشتری (Customer)- اين استراتژی‌ها از اين قرار است:

مشتری: بر اساس اين ابزار مشتريان مبنای هر استراتژی هستند. بنابراين هدف اوليه جلب رضايت مشتری است

و بقيه ذی نفعان از جمله سهامداران در اولويت‌های بعدی قرار می‌گيرند. بديهی است در دراز مدت، شرکتی که

مشتريانی راضی داشته باشد، توجه سرمايه‌گذاران را به خود جلب خواهد کرد.

بخش‌بندی اهداف مشتری: بخش‌بندی مشتريان بايد براساس هدفی که هر مشتری در استفاده محصول شما دارد، انجام

شود. يک خودرو می‌تواند با هدف داشتن يک سفر ايمن  يا با هدف حضور در يک مسابقه اتومبيلرانی توسط دو مشتری

با دو هدف متفاوت انتخاب شود.

  بخش‌بندی پوشش دهی مشتری: اين بخش‌بندی را می‌توانيد براساس مطالعه بازار و بررسی هزينه‌های بازاريابی

و پوشش‌دهی بازار انجام دهيد. اين قسمت از بخش‌بندی مشتری با يک کار حساب شده می‌توانند شما را به سوددهی

نسبت به رقبا برساند.

  بخش‌بندی مجدد در بازار: در يک بازار به شدت رقابتی، شما و رقبای اصلی تان نياز به بررسی موشکافانه

وضعيت بازار داريد. گاهی مشاهده می‌شود که در يک بازه زمانی بلندمدت استراتژی‌های شما در نفوذ به بازار موفق

عمل نکرده است. در اين صورت بايد بررسی دقيق مجددی در بخش بندی بازار خود داشته باشيد تا درک بهتری از

نياز واقعی مشتريان به دست آوريد.

3. استراتژی بر مبنای رقبا (Competitors): اين استراتژی‌ها را می‌توان با نگاهی بر منابع تمايز نسبت به

رقيب مانند فروش، طراحی، مهندسی و خدمات پس از فروش در نظر گرفت. استراتژی‌های زير می‌تواند راهی برای

رسيدن به تمايز در ميان رقبا باشد:

  قدرت تصوير سازمانی: هنگامی که عملکرد محصول و نحوه توزيع آن کاری دشوار برای شرکت شما است،

بهترين راه برای ايجاد تمايز، به وجود آوردن تصوير سازمانی متمايز از شرکت نزد مشتريان است.

  سرمايه‌گذاری در ساختار سود و هزينه متمايز: هر شرکت موفقی با سهم سود بيشتر حاصل از فروش محصولات

جديد و نسبت هزينه‌های ثابت پايين‌تر می‌تواند قيمت پايين‌تری در بازار ارائه کند و به اين ترتيب، سهم بيشتری از

بازار به دست آورد.

تاريخ ارسال: 1394/5/29

تعداد بازدید: 639

نظر بدهید...
نظر خود را در فرم زیر وارد کنید
نام:
ایمیل:
نظر:
متن داخل تصویر را وارد نمایید:
کد امنیتی
 |